امروز شنبه ۲ بهمن ۱۴۰۰
عبــاس آباد ، خیــابــان علـی اکـبــری
کــوچه فــرهاد ، پلاک 24 ، واحــد 7
خیارات و انواع آن

خیارات

انسان موجودی اجتماعی و تکامل پذیر است ؛در دنیای امروزه انسان ها با یکدیگر در تعامل و دادو ستد بوده اند و معاملاتی انجام می دهند.

وکیل قوی

ممکن است در اصطلاحات حقوقی واژه ای به نام خیارات را شنیده باشید.

خیارات به معنی اختیاراتی است که قانون گذار به طرفین معامله برای برهم زدن معامله داده است.

طرفین معامله می توانند تمام یا بخشی از این اختیارات را هنگاه عقد قرار داد از خود سلب کنند اما اگر سلب نکنند و همچنان باقی باشد هریک از آنها پس از فوتِ دارنده‌ی خیار به وراث او منتقل می‌شود مگر اینکه در ضمن معامله شرط شده باشد که اگر موجبی برای فسخ معامله پیش آمد، دیگری اختیار فسخ آن را داشته باشد که در این صورت به وراث وی منتقل نخواهد شد.

_آیا می خواهید در رابطه با مجازات مصرف مشروبات الکلی بدانید؟

_آیا می خواهید در رابطه با مجازات جرم نشر اکاذیب بدانید؟

_آیا می خواهید در رابطه با قانون تجارت مصوب سال1311بدانید؟

انواع خیارات

1_خیار مجلسی:هر یک از طرفین معامله بعد از انعقاد معامله تا زمانی که متفرق نشده اند،این اختیار را دارند تا معامله را به هر دلیلی که مایل باشند،فسخ کنند.(ماده397 قانون مدنی)

2_خیار حیوان: این خیار تنها برای مشتری در نظر گرفته شده است. زمانی که جنس فروخته‌شده یا مبیع، حیوان باشد تا سه روز پس از معامله، خریدار می‌­تواند معامله را فسخ کند و حیوان را به فروشنده پس بدهد و ثمن معامله را بگیرد.(ماده398قانون مدنی)

3_خیار تاخیر ثمن: زمانی برای طرفین ایجاد می شود که جنس فروخته شده یا مبیع،جنس خارجی مانند ماشین بوده و زمان پرداخت ثمن معامله و تسلیم مبیع موکول به زمان آینده نشده و حال باشد که در این صورت اگر سه روز از تاریخ معامله بگذرد وهیچ کدام از طرفین معامله به تعهد خود برای پرداخت ثمن یا تسلیم مبیع عمل نکنند،تنها فروشنده می تواند معامله را فسخ کند.ولی در حالتی که فروشنده به هر طریقی ثمن معامله را مطالبه کند یا مشتری قصد پرداخت ثمن را داشته باشد اما فروشنده از دریافت آن خودداری کند،انگار از حق فسخ خود صرف نظر کرده است و به معامله پایدار است.(ماده402قانون مدنی)

نشانی و شماره تماس بهترین وکلای تهران

نکته:خیار مجلس،خیار حیوان و تاخیر ثمن صرفادر عقد بیع قابلیت اجرا دارد و در سایر انواع عقود جاری نمی شود.

4_خیار رویت و تخلف از وصف: گاهی اشخاص مالی را در صورتی که ندیده اند یا در سابق دیده اند و صرفا بر اساس اوصافی که از آن گفته شده است ،خریداری می کنند .حال اگر بعد از مشهاده آن،دارای اوصاف ذکر شده نباشد، می توانند یا معامله را به همان صورت که بوده قبول کنند یا فورا آن را فسخ کنند.این نوع خیار گاهی می  تواند برای فروشنده نیز ایجاد گردد؛مانند اینکه فروشنده مالی را که می فروشد ندیده باشد و بعدا متوجه مالی را که فروخته ، فاقد اوصاف ذکر شده است که در این صورت تنها فروشنده حق فسخ خواهد داشت.در اصل این نوع خیار تنها برای طرفی است که بدون رویت مال اقدام به خرید یا فروش آن کرده باشد.(ماده410قانون مدنی)

نکته:اگر قسمتی از مال مطابق اوصاف ذکر شده بوده اما قسمتی دیگر مطابقت نداشته باشد،فروشنده یا مشتری نمی تواند معامله را تقسیم کرده و قسمتی را فسخ کند و باید یا تمام معامله را قبول کرده یا تمام آن را فسخ کند.

5_خیار غبن:غبن در لغت‌نامه‌ی معین به معنای «ضرر و زیان وارد کردن بر کسی در معامله» است و زمانی برای طرفین ایجاد می­‌شود که قیمت زائدی بر ارزش اقتصادی مال برای آن تعیین شود و طرف مقابل قرارداد به ارزش واقعی مال جاهل باشد و جهل او جهل مرکب بوده، به این معنا که نداند که قیمت مال را نمی‌داند. زیرا اگر بداند که قیمت مال را نمی­‌داند، خیار غبن برای وی ایجاد نخواهد شد. حتی در صورتی که غابن (کسی که طرف خود را مغبون کرده است) تفاوت قیمت را به مغبون بدهد، خیار ایجاد شده از بین نمی‌­رود مگر اینکه شخص مغبون به این معامله راضی شود.(ماده416قانون مدنی)

6_خیار شرط:گاهی در ضمن قراردادهایی که منعقد میگردد،شروطی نیز ذکر میشود.این شروط انواعی دارد؛از جمله آن شرط صفت است که مربوط به کمیت و کیفیت مورد معامله استو مانند اینکه فردی به شرط طلا بودن انگشتری ان را خریده میکند،حال شرط ذکر شده رعایت نگردد،کسی که شرط به نفع اوست می تواند معامله را فسخ کند.(ماده399قانون مدنی)

نوع دیگری از شروط، شرط فعل نامیده می شود و آن زمانی است که در ضمن قرارداد کسی ملتزم به انجام کار یا ترک آن شده باشد. مانند آنکه در هنگام خرید خانه‌­ای شرط شود که فروشنده خانه را نقاشی کند، حال اگر فروشنده به شرط عمل نکند، خریدار در ابتدا باید وی را اجبار به انجام شرط کند و اگر پاسخی حاصل نشد و همچنین انجام آن شرط توسط دیگران با هزینه‌ی فروشنده یا کسی که باید آن شرط را انجام دهد، مقدور نبود، برای خریدار یا کسی که شرط به نفع وی بوده است، حق فسخ ایجاد خواهد شد.

چگونه بهترین وکلای تهران را بشناسیم؟

­7_خیار تدلیس:تدلیس به معنای فریفتن است و زمانی برای طرفین ایجاد می‌ شود که شخص مقابل با عملیاتی وی را برای انجام معامله فریب بدهد. مانند اینکه در عقد نکاح، مردی با تحصیلات دیپلمه خود را مهندسی دارای مدرک کارشناسی ارشد معرفی کند و با این روش طرف مقابل خود را فریب دهد. در خیار تدلیس نیز مانند خیار عیب و غبن و رؤیت، پس از آگاهی، فورا باید اقدام شود(ماده438قانون مدنی)

8_خیار تبعض صفقه:تبعض صفقه نیز در معنای پاره‌پاره شدن آمده است. با این توضیح که گاهی ممکن است قرارداد نسبت به قسمتی از مال فروخته شده، به علتی باطل باشد، در این حالت مشتری حق خواهد داشت یا کل معامله را فسخ کند یا قسمتی از مال که معامله راجع به آن صحیحا واقع شده را قبول کرده و معامله مربوط به قسمت دیگر را فسخ کند. مانند زمانی که مقدار ده تن گندم معین و معلوم به شخصی فروخته می­‌شود، در حالی که دو تن از گندم فروخته شده، موجود نباشد، در این صورت معامله تقسیم یا پاره پاره می­‌شود که می­‌تواند برای خریدار خیار تبعض صفقه را در پی داشته باشد.(ماده441قانون مدنی)

9_خیار عیب:اگر بعد از انجام معامله مشخص شود که جنس فروخته‌شده در هنگام انعقاد قرارداد معیوب بوده، مشتری دو راه دارد که فوری باید اقدام کند:

معامله را فسخ کند؛_1

2_جنس را به همان صورت بپذیرد و تنها تفاوت قیمت جنس سالم و معیوب را که اصطلاحا «ارش» گفته می­ شود، از فروشنده دریافت کند.

عیبی موجد حق فسخ می شود که مخفی بوده باشد و تفاوتی نمی کند که آن عیب واقعا مستور بوده یا اینکه ظاهر بوده اما خریدار متوجه آن نشده باشد.حتی اگر عیب بعد از انعقاد معامله و قبل از تسلیم جنس به مشتری ،در مبیع حادث شود،مانند عیب سابق بوده و برای مشتری خیار فسخ ایجاد می کند.(ماده422قانون مدنی)

در مواقع زیر ، مشتری نمی تواند معامله را فسخ و تنها می تواند ارش بگیرد:

1_اگر جنس معیوب در دست مشتری تلف شود یا وی آن را به دیگری منتقل کند؛

2_اگر در جنس فروخته‌شده تغییری ایجاد شود اعم از اینکه تغییر توسط مشتری حاصل شده باشد یا دیگری؛

3_اگر بعد از تسلیم جنس فروخته‌شده، عیب دیگری در آن حادث شود به شرطی که آن عیب ایجاد شده در نتیجه‌ی عیب سابقی که در مبیع بوده، نباشد؛

4_اگر فروشنده مسئولیت تمامی عیوب یا عیب خاصی در مبیع را از خود سلب کرده باشد و در هنگام انعقاد قرارداد بری شدن ذمه‌ی خود را ذکر کند، در صورت بروز هرگونه عیبی، مشتری حق رجوع به فروشنده را نخواهد داشت.

چگونه به تنهایی وکیل خود باشیم؟

ماده445_هر یک از خیارات بعد از فوت منتقل به وراث شود .(البته جنبه امری ندارد.)

در عقد می توان شرط کرد که خیار با مرگ صاحب آن از بین برود و به وارث انتقال نیابد.

همین که سبب خیار به وجود آید،هر چند فعلیت پیدا نکند (مانند خیار تاخیر ثمن پیش از پایان سه روز)به ارث منتقل می شود.

انتقال خیار به ارث تابع مالکیت وارث بر ترکه نیست و زن از مالی به عنوان ارش در خرید زمین از فروشنده گرفته می شود ارث می برد.

در این که آیا در معامله زمین زن حق خیار را به ارث می برد یا از آن محروم است اختلاف وجود دارد و از اطلاق ماده 445چنین بر می آید که حق خیار به زوجه نیز می رسد.

جنجالی ترین اخبار جنایی سال

ماده446_خیار شرط ممکن است به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروط له قرارداده شود؛در این صورت منتقل به وراث نخواهد شد.

ماده447_هرگاه شرط خیار برای شخصی غیر از متعاملین شده باشد منتقل به ورثه نخواهد شد.

ماده448_سقوط تمام یا بعضی از خیارات را می توان ضمن عقد شرط نمود.

در مورد خیار تدلیس ،اسقاط خیار مخصوص موردی است که فریب خورده پس از آگاه شدن از واقع از حق خویش می گذرد و نمی توان خیار تدلیس احتمالی را با شرط ضمن عقد ساقط کرد.

ماده449_فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید حاصل می شود.

با این اعلام اراده برای تحقق فسخ ضروری است،کارگاز واقعی اراده باطنی است.پس اعلام،فسخ کننده در صورتی موثر است که اراده سالم باشد.

فسخ قابل رجوع و برگشت نیست

برای تحقق فسخ ضرورتی ندارد که اعلام اراده به طرف قرارداد ابلاغ شود.

ماده450_تصرفاتی که نوعا کاشف از رضای معامله باشد امضای فعلی است مثل آنکه مشتری خیار دارد با علم به خیار مبیع را بفروشد یا رهن بگذارد.

ماده451_تصرفاتی که نوعا کاشف از برهم زدن معامله باشد فسخ علی است.

اگر کسی خانه خود را صلح خیاری کند و در مدت خیار آن را به دیگری بفروشد،این اقدام حاکی از فسخ عملی و منطبق با مواد449و451 ق. م است.

ماده452_اگر متعاملین هر دو خیار داشته باشند و یکی از آن ها امضا کند و دیگری فسخ نماید معامله منفسخ می شود.

ماده453_در خیار مجلس و حیوان و شرط ،اگر مبیع بعد از تسلیم و در زمان خیار بایع یا متعاملین تلف  یا ناقص شود،بر عهده ی مشتری است،و اگر خیار مختص مشتری باشد،تلف یا نقص به عهده بایع است.

ماده454_هرگاه مشتری مبیع را اجاره داده باشد و بیع فسخ شود اجاره باطل نمی شود ،مگر این که عدم تصرفات ناقله در عین و منفعت بر مشتری صریحا یا ضمنا شرط شده باشد که در این صورت اجاره باطل است.

ماده455_اگر پس از عقد بیع مشتری تمام یا قسمتی از مبیع را متعلق حق غیر قرار دهد ،مثل اینکه نزد کسی رهن گذارد،فسخ معامله موجب زوال حق شخص مزبور نخواهد شد،مگر اینکه شرط خلاف شده باشد.

ماده456_تمام انواع خیار در جمیع معاملات لازمه ممکن است موجود باشد،مگر خیار مجلس و حیوان و تاخیر ثمن که مخصوص بیع است.

ماده457_هر بیع لازم است مگر این که یکی از خیارات در آن ثابت شود.

جهت کسب اطلاات بیشتر و دریافت مشاوره با شماره های زیر تماس حاصل فرمائید:

86120774

86122587

وکیل خوب

وکیل پایه یک در تهران

وکیل کیفری و جنایی

 

تعداد بازدید صفحه : 42
CAPTCHA
محمد مومن زاده | وکیل پایه یک دادگستری
صفحه اصلی درباره من مشاوره حقوقی پرسش و پاسخ تماس با من ویدئو ها مقالات حقوقی اطلاعات مراجع قضایی دانستنی های حقوقی خدمات وکالت
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به محمد مومن زاده می باشد .
طراحی سایت و سئو : ایران طراح